هفتاد و هفتمین روز از آغاز نبرد، صحنه برخورد دو دکترین متضاد در نظام بینالملل بود. «هژمونی دستوری واشنگتن» در برابر «چندجانبهگرایی مقتدرانه تهران». در حالی که دونالد ترامپ در پکن تلاش میکرد با ادبیاتی تاجرپیشه، توافقهای مبهم خود با شی جینپینگ درباره تنگه هرمز را به عنوان یک دستاورد تاریخی به افکار عمومی آمریکا بفروشد، دستگاه دیپلماسی ایران در فاصلهای نهچندان دور، در اجلاس بریکس در دهلینو، در حال مهندسی یک بلوک قدرتمند علیه ماجراجوییهای واشنگتن بود.
هرمز هوشمند؛ وقتی چین از تور محاصره آمریکا گذشت
برای درک عمق استیصال واشنگتن، باید به تقاطع اخبار پکن و خلیج فارس دقت کرد. ترامپ مدعی است رهبر چین متعهد شده به ایران سلاح نفروشد و برای بازگشایی هرمز کمک کند، اما واقعیت روی زمین این است که چین به عنوان بزرگترین خریدار نفت منطقه، نیازی به التماس به آمریکا ندارد؛ زیرا ایران با اجرای یک راهبرد بینظیر با عنوان «دیپلماسی قطرهچکانی در هرمز»، مشکل شریکان خود را حل کرده است.
گزارشهای شبانهروز گذشته نشان میدهد بیش از ۳۰ شناور (عمدتاً مرتبط با خطوط کشتیرانی چین) با هماهنگی و چراغسبز نیروی دریایی ایران، با موفقیت از تنگه هرمز عبور کردهاند. این اقدام، یک سیلی استراتژیک به سنتکام بود. ایران به جهان ثابت کرد «محاصره دریایی آمریکا» روی کاغذ مانده و این اراده ایران است که تعیین میکند چه کسی میتواند از این شاهرگ انرژی عبور کند و چه کسی باید در تله توقف بماند. پکن به خوبی میداند کلید امنیت انرژیاش در دست ایران است، نه در شعارهای دونالد ترامپ.
دیپلماسی بریکس؛ سخنان صریح عراقچی در دهلی نو
در همین حال، حضور عباس عراقچی در نشست وزرای خارجه بریکس در هند، وزن دیپلماتیک ایران را به رخ کشید.
وزیر خارجه ایران با ادبیاتی صریح و بیپرده، امارات متحده عربی را به دلیل «مشارکت مستقیم در تجاوز» به شدت محکوم کرد و از کشورهای عضو خواست در برابر «توسعهطلبی غیرقانونی غرب و اسرائیل» بایستند.این موضعگیری در حضور قدرتهایی چون هند، روسیه، برزیل و آفریقای جنوبی نشان میدهد تهران قصد ندارد جنگ را صرفاً در چارچوب خاورمیانه محدود نگه دارد؛ بلکه آن را به کاتالیزوری برای تسریع گذار از نظام تکقطبی آمریکا به یک جهان چندقطبی تبدیل کرده است. در حالی که واشنگتن تلاش میکرد ایران را کشوری منزوی نشان دهد، ایران در دهلینو در حال ترسیم خطوط قرمز نظم جدید بینالمللی بود.
ایستگاه هفتاد و هفتم؛ اقتصاد جنگ و مالیات خون
اکنون در ایستگاه هفتاد و هفتم، شاهد فروپاشی منطق «دیپلماسی زور» هستیم. ترامپ با لفاظی میگوید «هر فرد عاقلی باید با من معامله کند»، اما فراموش کرده عقلانیت استراتژیک، حکم میکند کسی با سیاستمداری که اعتراف میکند اهداف جنگیاش صرفاً برای «روابط عمومی» است، پای میز مذاکره ننشیند. ایران با مدیریت هوشمندانه هرمز و یارگیری در پایتختهای شرق، نشان داده است زمان دیکته کردن شروط از کاخ سفید به پایان رسیده و خاورمیانه جدید، بر اساس مقاومت مستمر و ائتلافهای آسیایی شکل خواهد گرفت.




نظر شما